تبليغاتX
گروه صنعتی سجادمهر - کرمانشاه
گروه صنعتی سجادمهر - کرمانشاه
تولید و توزیع لوازم و تجهیزات اداری و آموزشی

روزنوشت : مهد مديران با وجدان !

 

 

آرمين خوشوقتي

 

يکي از وزراي محترم در اطلاعيه اي اعلام کرده بودند که افرادي که با ايشون کار دارند با شماره مستقيم همراهشون تماس بگيرند ، نتيجه اي که خودشون بعد از چند روز اعلام کردند اين بود  که حتي در زمان صرف شام هم به تلفن ها جواب ميدهند !

چند روز پيش با يکي از همکارهاي قديمي در مورد ساعت کارش صحبت ميکرديم ، ايشون مدير مارکتينگ هستند ، ساعت کارشون تا ساعت 5 بعد از ظهر هست ،  البته هر وقت با ايشون در اين مورد صحبت ميکنم ، ميگه :

تا ساعت 8 يا 9 شب مشغولم . . .  ميدوني سرم خيلي شلوغه . . . اگه تا اين ساعت نمونم به کارهام نميرسم  . . . و از اين قبيل ادعا ها .

يادم مياد وقتي با ايشون همکار بودم روزي 45 دقيقه از وقتشو به خوردن صبحانه اختصاص ميداد.

 

يکي ديگه از دوستان قديمي ، مدير عامل يک مجموعه توليدي هستن ، چند وقت پيش که بدليل آلودگي هوا ، تهران را 2 روز تعطيل کردند ، ايشون خوشحال بود و ميگفت که در اين 2 روز به کارهاي دپو شده روي ميزم ميرسم و . . .

حاضرم قسم بخورم که ايشون در محل دفترشون هر روز حداقل 3 ساعت با فاميل و بستگان و دوستان ، از هر دري صحبت ميکنند . . . از ايام بچگي . . . دوران تحصيل . . . عروسي ديشب . . . مراسم ختم پدر زن فلاني و ختنه سوران پسر بهماني .

سال گذشته براي هماهنگي در مورد مساله اي با يکي از روساي قديمي ام که الان از مديران اجرائي طراز اول کشور هستند ،جلسه اي ترتيب داده بودم ، در مدت نيم ساعتي که ايشون براي اين موضوع اختصاص داده بودند ، به 4 تماس تلفني جواب دادند که اطمينان دارم حداقل 2 معاونت و 2-3 مديريت و بيشتر از 10-15 کارشناس براي رسيدگي به اين مسائل در همان سازمان داشتند وقت تلف ميکردند .

 

براي حال و احول خدمت يکي از تازه مديران رسيده بودم ، در يک لحظه با خط داخلي به آبدارچي شرکتش سفارش ميکرد که مراقب فلان مورد باشد ، با خط FX  با سرکارگر کارخانه اش در شهرستان صحبت ميکرد و در همين حين هم راننده اش به تلفن همراهش زنگ زد که بهمان مساله بانکي پيش آمده .

اخيرا خدمت مديرعامل يکي از شرکتهايي که سابقا در آن کارميکردم بودم ، در حاليکه از کمبود وقت مي ناليد ، اصرار داشت که خودش با کسي که متقاضي استخدام در شرکتش بود ، مصاحبه کنه ، اگه گفتيد براي چه پستي ميخواست استخدام بشه ؟ . . . نظافتچي !!

سالها پيش در شرکتي بعنوان مشاور تشکيلات و روشها ، به آقاي مديرعامل ، مشاوره ميدادم ، يک روز عصر وقتي از هر دري صحبت ميکرديم ، ديدم آقاي مدير پشتيباني بهمراه  کارپرداز شرکت آمدند و از مديرعامل وقت خواستند تا در مورد محل نصب کابينت هاي آشپزخانه با ايشان صحبت کنند . . . در حدود 45 دقيقه صحبت کردند ، من ديدم دارم وقتم را تلف ميکنم ، عرض کردم اجازه مرخصي ميدين ؟ خلاصه بهشون برخورد و جلسه خاتمه پيدا کرد ، ديدم به مديرعامل محترم برخورده ، خدمتشون عرض کردم : قربان شما بعنوان مديريت ارشد سازمان بايد وقتتون براي رسيدگي به امور مهم تر و فکرتون براي توسعه سازمان در ابعاد کلان ، آزاد باشه ، فرمودند : يعني به نظر شما اين مساله به توسعه سازمان مربوط نميشه ؟!

همسر يکي از مديران يک سازمان نيمه دولتي که براي عيد ديدني خدمتشون رسيده بودم اظهار ميداشتند که مشغله همسرم خيلي زياد است و ما حتي در ايام عيد هم فرصت مسافرت پيدا نميکنيم. در حاليکه اطمينان دارم اگر اسم اين آقاي مدير را بنويسم ، همه ما در سوء مديريت ايشون متفق القول خواهيم بود .

 

 من البته به اين معضل يا مساله که خيلي از مديران براي انجام کارهاي عادي روزانه شان ، وقت کم مي آورند ، اشراف دارم ، حتي خيلي اوقات براي خودم  پيش اومده که هم نماز صبح را در محل کارم خونده ام و هم نماز مغرب و عشا . ولي اين ايام از تعداد انگشت هاي دستم تجاوز نکرده اند .

ادعا ندارم که همه کارهاي خودم در حد مطلوب و استاندارد هستند ولي اگر :

آقاي وزير از کارشناس روابط عمومي  يا رئيس روابط عمومي يا مديرکل روابط عمومي يا مسول دفتر يا حتي مدير کل دفتر وزارتي بخواهن که اينکار را انجام بدهند . . . 

آقاي مدير مارکتينگ قبل از ترک منزل صبحانه شو ميل کنه . . .

مدير عامل شرکت توليدي ، ملاقات فاميل را به بيرون از محل کار محدود کنه . . .

بسياري ازمديران اجرائي طرازاول کشورمون ، هر کاري را به متصدي يا مسول اون کار ارجاع بدهند . . .

 

بهتر نبود ؟

يعني فقط در مملکت ما کار انجام ميشود ؟!!

فقط ما با وجدان کار ميکنيم ؟!

 

جالب اينجاست که هرکدوم از اين مديران ، فکر ميکنند که در نوع خودشون بهترين هستند !!

شايد واقعا خيلي هاشون اگر يکروز ساعت 5 کارشون تموم بشه ، عذاب وجدان پيدا کنند که بازدهي نداشته اند !!

خيلي مضحک هست اگر فکر کنيم که ( نه اونطرف دنيا بلکه ) مثلا همين بيخ گوش خودمون در امارات ، مديران اجرايي براي اينکه به کارهاشون برسن ، شبانه روزي کار ميکنند !

خيلي فکاهي است اگر فکر کنيم رسيدن به ژاپن اسلامي ! ، با وقت گذراني ميسر خواهد شد.

بعيد ميدانم مديران اجرايي کشور پهناوري مثل آمريکا ، کارهاشون اونقدر روي ميزشان دپو شود که براي انجامش منتظر تعطيلات آلودگي هوا باشند !

چرا فکر ميکنيم که هر چه ساعات کارمون بيشتر باشه ، مفيد تر بوده ايم ؟

من فکر ميکنم مفيد فايده بودن ، يعني اينکه کارهايي که انجام ميدهيم ، اثر بخش باشند  ولو اينکه وقت کمي برايش صرف کرده باشيم.

و مسلم ميدونم که هرچه ساعات کارمون بيشتر باشند ، فرصت فکر کردن را از خودمون گرفته ايم .

 

از ما گفتن بود . . . کو گوش شنوا ؟

 

نوشته شده توسط گروه صنعتی سجادمهر در ساعت 1:57 | لینک  | 

دليل ضعف سيستم مشاوره در کشور ما

 آرمين خوشوقتي

 

چندي پيش مدير عامل يکي از شرکتهايي که سابقا مديريت امور اداري آن شرکت را به عهده داشتم ، از من خواست که طرحي جهت افزايش بهره وري کارکنان شرکت به ايشان ارائه کنم ، با اين شرط که اين طرح منحصر بفرد باشه .

بعد از زير و رو کردن انواع و اقسام طرحهاي مختلفي که به دهنم ميرسيد ، در ايامي که در ماموريت بسر ميبردم ، طرحي به نظرم رسيد .

البته طرح پيشنهادي من ، ورزش کارکنان بود ولي تحت شرايط خاصي که در ذهن خودم بود .

بعد از چند بار نوشتن طرح و تغييرات بعدي که در اون ايجاد کردم ، طرح پيشنهادي را مدون کردم و بلافاصله برايش ايميل کردم .

چند روزي گذشت و من از ماموريت مراجعت کردم ، خبري از  مديريت محترم عامل نشد . به نظرم رسيد که شايد طرح بدست ايشان نرسيده باشه .

با دفتر ايشون تماس گرفتم تا از نظرات سازنده ايشون در مورد طرح پيشنهادي خودم مطلع بشم . به محض اينکه مسئول دفتر مدير عامل شرکت تلفن را برداشت و صداي من را از اونطرف خط شنيد ، انگار که خواسته باشد بمن مژده اي بدهد ، گفت : فلاني جاي شما خالي ، چند روزيه که داريم در شرکت تيم ورزشي تشکيل ميدهيم !

و بعد هم به توضيح جزئيات طرح پيشنهادي خودم پرداخت ، غافل از اينکه بداند که اين طرح پيشنهادي خودم بوده .

خلاصه اينکه بعد از کلي آب و تاب دادن به موضوع ، منرا به دفتر مديريت محترم عامل ارتباط داد . من هم خوشحال از اينکه طرحي که پيشنهاد داده ام ، آنقدر جالب بوده که بلافاصله پس از وصول ، به اجرا در آمده ، بعد از سلام و احوالپرسي ، با شکسته نفسي خاصي از مديريت محترم عامل ، نظرشون رو در مورد طرح پيشنهاديم جويا شدم .

فکر ميکنيد جوابشون چي بود ؟

فرمودند : اين چي بود فرستاده بودي ؟ ما مدتهاست که در شرکت تيم ورزشي تشکيل داده ايم ، شما خيلي عقبي !!

ابتدا تعجب کردم ، بخاطر همين عرض کردم : تيم ورزشي با شرايطي که من پيشنهاد داده ام داريد ؟

فرمودند : بعله ، اگه باور نميکني گوشي دستت باشه تا وصل کنم از مسئول دفترم بپرسي !!

عرض کردم : نيازي به پرسيدن نبود قربان ، به هر حال ببخشيد اگر وقتتون رو گرفتم .

 

شما بفرمائيد ، به اين کار چي ميگن ؟

نوشته شده توسط گروه صنعتی سجادمهر در ساعت 23:30 | لینک  |